تبلیغات
انجمن برنامه ریزان جوان شیراز - درآمدی بر سرمایه اجتماعیsocial capital
انجمن برنامه ریزان جوان شیراز
وبلاگ انجمن برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه شیراز

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

درآمدی بر سرمایه اجتماعیsocial capital

                                                  

در ایران متاسفانه جامعه شنا سان روی اشکال سرمایه اجتماعی بررسی های لازم و کافی انجام نداده اند. عده ای معتقدند که در کشورهای در حال توسعه ای  چون ایران که هنوز بافت جامعه کاملا سنتی است. " سرمایه اجتماعی " به مفهوم غربی وجود ندارد . اما به اعتقاد نگارنده سرمایه اجتماعی به شکل و سبک و سیاق دیگری وجود دارد اما با بسیار کم و بی بنیان . . یکی از نمونه های وجود سرمایه اجتماعی در ایران ، هیات های مذهبی است که به صورت خودجوش ، مردم در این مراسم با یکدیگر اعتقاد دارند . اما این اتفاق بسیار اندک و غیر مداوم است . در دنیا ثابت شده است که سرمایه اجتماعی تنها در یک شکل مدنی آن ممکن است و آن تشکل های غیر دولتی در غالب انجمنها و کانونها و گروهها ست . در این گروههای کوچک افراد با یکدیگر رابطه عمودی ( یعنی رئیس و مرئوس یا ارباب و رعیت ) ندارند بلکه       روابط شان از نوع افقی است .
یعنی انسانها خود را هم سطح یکدیگر می دانند . کنش در این گروهها تسهیل می شود ، زیرا اصل بر اعتماد متقابل است و امکان نوآوری وجود دارد . سرمایه اجتماعی دو وجه یا دو نوع دارد . سرمایه اجتماعی درون گروهی ( مثل خانواده ) و سرمایه اجتماعی برون گروهی . جامعه شناسان معتقدند که در ایران نیاز به سرمایه اجتماعی برون گروهی وجود دارد تا روابط اجتماعی افراد تقویت شود . زیرا ایرانیان نیاز به کالاهای عمومی از قبیل دموکراسی ، امنیت اجتماعی و عدالت دارند و باید در تولید این کالاها اشتراک داشته باشند.

روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید

هرچقدر که قانونهای مناسب و دقیقی برای اینگونه کالاهای عمومی وجود داشته باشد ، تا اجتماع نخواهد و همکاری لازم را انجام ندهد ، حفظ اینگونه کالاهای عمومی غیر ممکن است . در ایران مفهوم همکاری گروهی ، سرمایه اجتماعی و روابط اجتماعی شناخته شده نیست و مردم به یکدیگر اعتماد ندارند .
نسبت به جامعه و محیط زندگی خود احساس مسئولیت نداند این احساس در جامعه وجود ندارد که باید با دلت و یکدیگر افراد جامعه در جهت بهبود شرایط همکاری و همدلی است .
به دلایل زیادی ساختن شاخص برای سرمایه اجتماعی خیلی پیچیده و دشوار است . اما ما می توانیم یک سری شواهد را ملاحظه نماییم و از طریق آن شواهد نتیجه گیری کنیم که سرمایه اجتماعی در حال رشد است یا کاهش . در واقع می توان روند تغییرات سرمایه اجتماعی را از روی پیامدهای اجتماعی شناسایی کرد.
 « مثلا وقتی که اعتیاد در سطح کشور روندش رو به افزایش است ، وقتی که میزان جرایمی که عنصر عمد در آن وجود دارد در حال گسترش است ، وقتی مهاجرت به سمت خارج شدت می گیرد ، یا وقتی میزان خودکشی و طلاق در حال افزایش  یا عدم مشارکت یا مشارکت کم در مسائل سیاسی و اجتماعی زنگ خطری برای آینده است و یا رونقی و رواج بر اعتمادی و بی قانونی در کشور . در شرایط با ثبات ممکن است به عللی این متغیّر ها افزایش پیدا می کند . مثلا افزایش میزان خودکشی  ، اما بقیه شاخصها یا در حال کاهش هستند و یا ثابت می ماند .
اما وقتی بطور همزمان همه متغیرهای یادشده در حال افزایش باشند بخوبی می توان دریافت که سرمایه اجتماعی به شدت در حال کاهش است .
البته جدای از شاخص های آماری که روند پیامدهای سرمایه اجتماعی را نشان می دهند . می توان در زندگی روزمره و در عرصه های مختلف اجتماعی نیز شواهد کاهش یا افزایش سرمایه اجتماعی را ملاحظه کرد . مثلا وقتی هر روز مجبوریم اطراف تعداد بیشتری از چهارراه ها یا خیابانها را نرده بکشیم ، نشانه کاهش سرمایه اجتماعی است.
یا وقتی در معاملات املاک و مستغلات ، هر روز میزان وثیقه ها بیشتر می شود ، یا وقتی که مغازه های محلی دیگر به مشتریان خود نسیه نمی دهند ، یا وقتی میزان خلاف وعده های افراد چشم گیر می شود یا وقتی تعداد موتورسیکلت های که از پیاده روها یا از چراغ قرمز عبور می کنند رو به افزایش می گذارد و موارد دیگری نظیر این ها ، همگی نشانه روند روبه کاهش سرمایه اجتماعی است اما بطور خاص برای شاخص های نظیر تعداد جرایم عمدی ، و یا بهتر بگویم نسبت جرایم عمد به جمعیت ، نسبت تعداد زندانیان کشور ، نسبت معتادان کشور ، نسبت مهاجرت به خارج کشور ، نسبت طلاق ، نسبت خودکشی و نظایر اینها در طول سالهای پس از جنگ و بطور مشخص از سال 1368 به بعد روبه افزایش گذارده است .
منظور از نسبت نیز تعداد وقوع این متغیّر ها در هر میلیون نفر جمعیت است . این بدین مفهوم است که دقیقا از سال 68 به بعد سرمایه اجتماعی یک روند کاهشی را آغاز کرده است که همچنان ادامه دارد .
در اینجا فقط به تعدادی از شاخص های اجتماعی که روند آنها علامتی است از روند سقوط سرمایه اجتماعی در ایران ، اشاره می کنم . مثلا تعداد پرونده های قتل عمد مختومه شده در دادگستری ، از یازده پرونده به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت در سال 1373 به پنجاه و هفت پرونده به پنجاه و هفت پرونده در سال 1375 ، شصت و سه پرونده در سال 1378 و نهایتا هفتاد و پرونده در سال 1380 افزایش یافته است . این یعنی قتل های که عنصر عمد در آنها وجود دارد در این دوره 6.5 برابر شده است.
توجه کنید در این ارقام اثر رشد جمعیت حذف شده است و ما کل قتل های عمد را تقسیم بر جمعیت    کرده ایم بطور کلی جرائمی که عنصر قصد ، آگاهی و عمد در آن وجود دارد ، وقتی روبه افزایش میگذارد به منزله کاهش سرمایه اجتماعی است .
اگر ما کل جرایم عمدی نظیر سرقت ، اعمال منافی عفت ، اختلاس ، ارتشاء ، جعل ، تصرف عدوانی و مزاحمت ، قتل عمد ، ایراد ضرب و جرح و صدور چک بلا محل را در نظر بگیریم ، بر اساس پرونده های مختومه شده در دادگستری وبا تکیه بر آمارهای مندرج در سالنامه های آماری کشوری ، می بینیم تعداد پرونده ها از 162 هزار سال 1373 به بیش از 980 هزار پرونده در سال 1375 و سرانجام به حدود 1775  هزار پرونده در سال 1380 رسیده است .
گرچه بخش اندکی از این افزایش ناشی از رشد جمعیت بوده است اما بیش از ده برابر شدن جرایم عمد کشوری در طی هفت سال بسیار معنی دار است و نشانه آشکاری از روند سقوط سرمایه اجتماعی است . شاخص های دیگر اجتماعی نیز این روند را تائید می کنند .
بطور مثال میزان طلاق در کشور از 509 طلاق در هر میلیون نفر در سال 1371 به 630 نفر در سال 1375 و سرانجام به 938 طلاق در سال 1380 رسیده است . به همین ترتیب میزان خودکشی در کشور بر اساس آمارهای رسمی که می دانیم بسیار از واقعیت فاصله دارد . از 1437 فقره در هر میلیون نفر جمعیت در سال 1370 به 3275 نفر در سال 1380 رسیده است .
می دانیم که اعتماد ، پایبندی به تعهدات و نظایر آنها از شاخصهای اصلی سرمایه اجتماعی هستند ، صدور چکهای بلا محل می تواند شاخصی برای کاهش پایبندی به تعهدات باشد البته فقط بخش اندکی از چکهای بلا محل به دادگستری ارجاع می شود ، یعنی آن بخشی که واقعا طرفین نخواسته یا نتوانستند اند به تعهدات خود عمل کنند.
در سال 1373 به ازای هر میلیون نفر جمعیت کشور ، کمتر از هزار پرونده چک و در سال 1380 به حدود 9400 پرونده رسیده است . شما می توانید در تعداد بسیاری از شاخص های اجتماعی نظیر اعتیاد ، امید به آینده ، پای بندی به قواعد اخلاقی ، رعایت قوانین ، راست گویی ، استرس و فشارهای روانی و نظایر آنها در ایران همین روند را مشاهده کنید . [ سرمایه اجتماعی شرط لازم برای توسعه (نشریه اندیشه صادق ) شماره   12_ 11 ]  »
گروهی از جامعه شناس ، اخیرا تحقیقاتی میدانی در خصوص میزان سرمایه اجتماعی در ایران انجام داده است که نتایج آن قابل بررسی و توجه است . در این تحقیق میدانی که از سوی دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد . مشخص شد که در جامعه آماری 4500 نفر در سراسر کشور ، مردم به افراد خانواده خود اعتماد بسیاری دارند و تنها 1.8 درصد به افراد خانواده خود اعتماد نداشتند ، یعنی روابط اجتماعی درون گروهی در حد بالایی در ایران وجود دارد.
اما 49 درصد مردم به اقوام و فاملیشان اعتماد دارند و 44 درصد به دوستان اعتماد دارند و نه بیشتر . این نشان میدهد که  ایرانیان به جز خانواده به دیگران اعتماد کمی دارند حتی به دوستان خود .
طبیعی است بر اساس این شاخصها نمی شود امیدوار بود که سرمایه اجتماعی فراوانی در ایران وجود دارد و امکان بهره برداری از آن فراهم است . نمونه این شاخصها های ویژه همکاری ، همدلی و اعتماد مردم در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق بود . همین طور در مورد زلزله بم ،اما این همکاری و سرمایه اجتماعی موقتی و کوتاه مدت بود و باید تبدیل به یک همکاری و همدلی درازمدت و تداوم داشته باشد.
این کنش ها باید بوسیله جامعه شناسان ایرانی شناسایی و بررسی شوند و توسط مدیران اجرایی تقویت شوند . در هر صورت باید این هشدار داده شود اگر چاره ایی اندیشیده نشود ما در مقاطع تاریخی که نیاز به انسجام اجتماعی داریم ، ضربه پذیر خواهیم بود . حوادث اخیر عراق پس از حمله آمریکا و بی قانونی ها و غارت اموال عمومی و خصوصی و نابود کردن مراکز عمومی و دولتی ، همه تبعات نابودی سرمایه اجتماعی خواهد باشد که در دوران رژیم عراق اتفاق افتاده بود.
با این تفاسیر نباید پنداشته که جامعه در حال فروپاشی اجتماعی است اما در یک معنا فروپاشی اجتماعی وجود دارد زیرا که فروپاشی اجتماعی تا حدود در جامعه بوده و خواهد بود .
به یک معنا اغلب جوامع مدرن که در معرض فرآیندهای نوسازی قرار گرفته ، کم و بیش با آسیبهای اجتماعی روبه رو بوده و هستند . به میزانی که جمعیت کشورها شهری تر ، با سواد تر ، صنعتی تر ، اداری تر ، توریستی تر و در یک کلام ، مدرن تر می شوند ، میزانی از آسیبهای اجتماعی رخ میدهد  با آنکه جوامع مدرن روابط اجتماعی پیچیده تر می شوند از آن طرف هم میزان آسیب پذیری آنها هم بیشتر می شود .
به این معنا اغلب جوامع مدرن و صنعتی در معرض فروپاشی اجتماعی قرار دارند . به عنوان نمونه جامعه شناسان بیش از سه ده است که در جامعه آمریکا ( مدرن ترین جامعه در عصر حاضر ) از وقوع      "فروپاشی اجتماعی بزرگ " در این کشور خبر می دهند . در این مدت احزاب دموکرات و جمهوری خواه     هر کدام در مبارزات انتخاباتی خود قول می دهند که سدی در برابر این  فروپاشی بزرگ ایجاد کنند .
طبق تفاسیر فوق ،  جامعه در یکصد سال اخیر نیز به میزانی که مدرن تر شده از آسیب های اجتماعی نیز رنج برده و می برد . برنامه دولتها ، جریانهای سیاسی و جنبش های سیاسی و جنبش های اجتماعی در این مدت هر کدام برای مهار در آسیب ها بوده است . لذا فروپاشی به معنای اجتماعی آن بحث جدیدی نیست بلکه ویژگی اغلب جوامع مدرن از جمله ایران است . البته در اینجا توجه به یک نکته مفید است . اگرچه ظاهرا رابطه مستقیمی میان گسترش آسیب های اجتماعی و نوع رژیم سیاسی در کوتاه مدت وجود ندارد ، اما در بلند مدت این رابطه مستقیم و جدی تر است .
زیرا تجربه جوامع در دوران مدرن نشان میدهد که از دو مدل رژیم سیاسی دموکراتیک ( پلورالیستی ) و دیگری اقتدار گرا ( توتالیر ) ، رژیم های دموکراتیک در کنترل فروپاشی اجتماعی موفق تر بوده اند . از این رو اقدامات محافظه کاران در ایجاد انسداد در برابر اصلاحات دموکراتیک و جنبش اصلاحات و کوشش آنها در تبدیل وجوه دموکراتیک جمهوری اسلامی به یک حکومت روحانی چند نفره و بسته به نام مذهب و اسلام ، توان  جامعه ایران را برای کنترل آسیبهای اجتماعی در یک افق زمانی بلند مدت محدود می کند و ، بر شدت آسیبهای اجتماعی می افزاید .
در کل می توان گفت : « جامعه ایران را خطر هرج و مرج تهدید نمی کند ، زیرا در جامعه ایران نهاد خانواده ، مذهب و نهادهای مردمی ، نهادهای بوروکراتیک اقتصادی و فرهنگی در بخش خصوصی و محافل روشنفکری و شبکه های گسترده دانشجویان ، کارشناسان و ایرانیان فهمیده در سراسر شهرهای ایران چنان قوی هستند که هرگونه تداوم هرج و مرج را حتی در شرایط ضعف ناشی از زوال قدرت حکومت ) کنترل می کنند . 
این ادعا را تاریخ معاصر ایران نیز تاکید می کند ، به غیر از 15 بعد از انقلاب مشروطه که ایران با گرسنگی های و ناامنی های پس از انقلاب مشروطه روبه رو بوده هیچگاه ایرانیان ، حتی رد زمان جنگ جهانی دوم ، در گسترش هرج مرج دامن نزده اند ، در
جریان انقلاب اسلامی نیز ، هرج مرج ناشی از بی دولتی در جریان انقلاب در مقایسه با سایر کشورها بسیار کمتر بوده و انقلاب ایران را انقلاب نرم و مخملی نامیده اند         [ دغدغه های فروپاشی در ترازی نقد ( حمیدرضا جلای پور )]
به نظر نگارنده مهمترین دلیل استفاده نشدن از سرمایه اجتماعی در ایران عدم وجود دولت مدرن پاسخگو است . مهمترین ضعف روشنفکران ایرانی در صد سال اخیر به قول دکتر سعید حجاریان « روشنفکران ما همواره ضد دولت بوده اند ام گم شده ما نیز " دولت " است [اول دولت بعد دموکراسی ( روزنامه شرق )] »
  اگر به بررسی وضعیت دولتهای بعد از انقلاب بپردازیم حتما خواهیم دید مهمترین دلیل سقوط سرمایه اجتماعی در ایران دولتها بودن . ، منظور ما از نبود دولت ، دولت ولنگار ( لجام گسیخته ) نیست بلکه در جامعه ما دولت آنچنان مقتدر است که مردم را در بازی سیاسی _ اجتماعی خود شرکت نمی دهد براین اساس مردم به دولت اعتماد نمی کنند .
دکتر اباذری از جامعه شناسان معاصر ایرانی اعتقاد دارد :« در جامعه ما که دولت بسیار مقتدر است و هیچ کاری بدون مشارکت آن انجام نمی گیرد ، یگانه کار مهمی که می تواند انجام دهد این است که به نظارت بسنده کند و مردم را رها کند تا آنان خود ، زندگی خود را با ساختن مدرسه و دانشگاه و هنر و فرهنگ و موسسات اقتصادی و نهادهای مدنی یاری گر سرو سامان دهد . مردم با وجود تمامی دشواری ها به دولت اعتماد کرده اند اکنون نوبت دولتهاست که به مردم اعتمادکند.[فروپاشی اجتماعی(ماهنامه آفتاب) ] »
می بینیم که اول باید دولت مدرن یعنی ناظر به جامعه تشکیل شود دولتی که با دیدگاه پلورالیستی تشکیل شود نه اقتدار گرا .
« بدین ترتیب دموکراسی معنا ندارد وقتی دولت نباشد ، منظور از این دولت ، دولت مدرن در تاریخ مدرن است که مشروعیت خویش را از مردم می گیرد وبا بی دولتی ، آنارشیسم و هرج مرج مبارزه کند .
به این معنا ، هنوز ما در مرحله اول دولت سازی (
State Making  ) هستیم . دولت در تاریخ ایران به معنای قدیمی که با غلبه بو جود می آید وجود داشته است اما ( Nation _ State  ) ما هنوز کامل نشده است .
نهاد دولت همچون رهبر ارکستر می تواند صدای سازها را در این جامعه چند صدایی ، هماهنگ و هارمونیک کند و نوایی خوش بنوازد  [اول دولت بعد دموکراسی ( روزنامه شرق )] »
با بررسی وضعیت دولتهای بعد از انقلاب می بینیم که چگونه این دولتها در سقوط سرمایه اجتماعی در جامعه ایران ناخواسته فعالیت می کردند . ما به بررسی دولت موقت (دولت مرحوم مهندس مهدی بازرگان) ، دولت جنگ  ( دولت مهندس میر حسین موسوی ) ، دولت سازندگی ( دولت حجه السلام اکبر هاشمی رفسنجانی ) و دولت دوم خرداد یا اصلاحات ( دولت حجه السلام سید محمد خاتمی ) می پردازیم :

الف ) دولت موقت و جنگ :
مانع نخست تشکیل سرمایه اجتماعی در دولت موقت ، بر سر کار آمدن دولتی بود که به جای درک این آمادگی ئ استفاده بهینه از جبران مافات و رفع عقب ماندگی ها در جهت فرو نشاندن این موج برخاسته گام برداشت و مردم را به بازگشت خانه ها فراخواند فراخواندن دولت محتاط و غیر انقلابی مرحوم بازرگان ، به زعم کوتاهش ، ضربه سختی به این سرمایهای اجتماعی آماده بهره برداری وارد ساخت .
ضربه دوم از ناحیه قدرتهای که می دانستند طوفان به پا ساخته در ایران می تواند موج سهمگین در میان ملل تحت استعمار و ستمدیده جهان سوم و مشخصا کشورهای اسلامی به را انداختند ، طراحی شد و آن تحریک عراق به سو استفاده از این موقعیت  و تصرف مناطقی از سرزمین ایران بود اگرچه " جنگ " خصوصا جنگ متعدیان از سوی یک کشور خارجی نیز همانند " انقلاب " موقعیت مناسبی را برای مداخله ظهور رساندن یک سرمایه اجتماعی فراهم می آ.رد ، لیکن به علت ماهیت تخریبی و هزینه برآن ، در واقع حکم تصرف سرمایه در مسیرهای غیر مولد البته ناگزیر را دارد . از این رو مردم ایران در بهترین و آماده ترین دوران حیات اجتماعی خویش ، ناگزیر گردیدند که بخش مهمی از این سرمایه ثمین را به جای استفاده در  " فرصتها " در مقابله " تهدیدات " هزینه نمایند .

ب) دولت سازندگی :

جنگ که بکارگیری سرمایه اجتماعی حاصل از انقلاب اسلامی مردم ایران را به مدت هشت سال به تعویق انداخت و بخش قابلی از آن مصرف خویش رساند ، در عین حال با پیروزی سیاسی _ انسانی به دست آمده و دستاوردهای روحیه بخش دوران مقاومت ، توانست به قدرت و پتانسیل این سرمایه انسانی بیفزاید .
مردم ایران علاوه بر آسیبها و لطمات ناشی از جنگ " هزینه فرصت "  به  " گرانی " پرداخت . لیکن سربلند و مغرور از حاصل کار و از پس یک مقاومت پیروز ، آمادگی آن را داشتند که با گذشت و ایثار که از این دوران پر افتخار آموخته بودند  تلاش به تعویق افتاده خویش برای اصلاح و آبادی جامعه را دوباره از سر گیرند و راه نا پیموده را با سرعت بیشماری بپیمایند .
مع الاوسف اینبار جامعه ضمن از دست دادن مرجع روحی متکای نظریه خویش ، با مانعی از نوع نخست که در جهت گیریهای " دولت سازندگی " متجلی گشت ، مواجه گردید.
با اینکه این بار کسی مردم را به بازگشت به منزل توصیه نکرد و صراحتا از راهکارهای انقلابی تبری نجست . لیکن با اتخاذ الگوی خاصی از توسعه که در آن نقش اصلی به اقتصاد و صاحبان مکنت داده بطور شاید ناخواسته در همان مسیر " دولت موقت " قرار گرفت .
این دو دولت از حیث به شمار نیاوردن سرمایه های انسانی و اجتماعی و فاصله گرفتن از توده های مردم ، با تفاوتهای ظاهری فراوان ، شباهت های ماهوی زیادی به هم دارند . سیاست رشد  بی محابا و شتابان بدون ملاحظه تاثیر اتش بر بخش ها و عرصه های دیگر ، خیلی زود آرمان های اصلی انقلابی ایران را تحت الشعاع قرار داد و سرمایه اصلی یک کشور ، یعنی توده های مردم را از صحنه عمل خارج ساخت و عرصه را برای فرصت طلبان و یغما گران میوه چین خالی نمود . به علاوه عمر طولانی دولت سازندگی بر خلاف دولت موقت باعث گردید تا عوارض سرمایه اجتماعی  فرهنگی مرتبط بر این الگو ، مجال بیشتری برای رسوخ در جان پیدا کند و آثار خویش را به تدریج نمایان سازد .
طی این فرآیند ، مخازن مولد ذخیره ساز سرمایه اجتماعی یعنی آرمانهای مشترک ، وفاق اجتماعی ، تقدم و ترجیح منافع جمعی ب منفعت جویی های فردی و احترام اهتمام به ارزشهای والای انسانی به تدریج تهی گردید و از زائیدگی و جوشش فرومانده و جای خود را به خود بینی و خودخواهی ، سطحی نگری ، در غنیمت شماری و منفعت طلبی های آنی و بروز سرگشتگی ها و سرخوردگی ها و نا بهنجاری ها و آسیب رساندن فردی و اجتماعی داد .  در دهه که به سرمایه های روی زمینی و سرمایه های مالی بیش لز سرمایه های اجتماعی و انسانی امید بسته شد مجال بیشتری برای جایگزین کردن " آن " با " این " به کارگزاران اعطا گردید ، عمق تخریب افزون گردید ، تا جایی که در اواخر دوره دوّم دلت هاشمی رفسنجانی جامعه در معرض انواع وا گرایی های اجتماعی و سیاسی فرهنگی قرار گرفت .
و در انتخابات دوم خرداد 76 شاهد یک " نه " بزرگ به این دسته تفکرات بودیم
 
پ) دولت دوم خرداد :

دوم خرداد در درون با چند مشکل اساسی مواجه بود و عاقبت نیز همین مشکلات آن را در بهره برداری شایسته استثنایی ناتوان ساخت :
1- کاهش و افت شدید در سرمایه اجتماعی .
2- وارد شدن ، آسیبهای جدی به منابع مولد و ذخیره ساز سرمایه اجتماعی .
3- عدم تشخیص درست نقاط آسیبی و عدم ارائه راهکارهای مناسب برای آن [ سرمایه اجتماعی ( نشریه عصر ما 15 دی 1380]
از این رو تلاش بر آمد از انتخابات پر شکوه دوم خرداد به جای ترمیم آسیبهای وارده به منابع اصلی تولید و ذخیره اجتماعی و تلاش برای جلوگیری از نشست آخرین اندوخته های اجتماعی ، صرف برنامه های گردید که بیش از پیش از مایه می خورد و از سرمایه هزینه می کرد و کمتر به آن می افزود ، در پیش گرفتن راهکارهای " نوسازی سیاسی " بجای الگوی " توسعه موزون " که در ابتدا بیان شده بود و نوعا جوامعی که از ساختارهای سالم و نسبتا و کارآمد برخوردارند ، اتخاذ می شود . باعث گردید  تا جامعه بیمار دچار تنش های گردد که هیچ مناسب حالش نبود و نه تنها دردی را از آن دوا نمی کرد بلکه بر معضلات بی شمار آن می افزود .


سخن آخر :
در کل می توان گفت برنامه ریزان در کشورهای در حال توسعه نخست باید توجه داشته باشند که با گذشت زمان خط مشی دولت باید تحول یابد . در مراحل آغازین توسعه ، دولت باید پیگیر سیاستهایی باشد که بخشهایی از جامعه مدنی را که تهدیدی برای استمرار انباشت سرمایه اجتماعی بشمار می رود ، محدود سازد .
این بخشها  تنها شامل گروههای ذینفع در بخشهای مستغلات و سرمایه تجاری می شود ، بلکه بطور کلی نیروهای ارتجاعی و کار شکن را نیز در بر می گیرد. دولت باید از دستگاه اجبار خود برای منضبط سازی نیروی کار و سرمایه بهره جوید و در جهت تقویت انباشت سرمایه  و هدایت مجدد منابع به سمت بخش های تولیدی جامعه تلاش کند .
هرچند یک دولت توسعه خواه همچنان نیرومند می ماند ولی برای رساندن توسعه به مراحل پیشرفته تر باید در فرجام کار با جامعه مدنی را در قدرت خود سهیم سازد .
بنابراین باید معارضه جویی های جامعه مدنی با قدرت خودش را از راه گسترش دموکراسی و افزایش فرصت های بازیگران غیر دولتی برای تاثیر گذاری بر خط مشی عمومی پاسخ گوید.
بدین ترتیب توسعه مسیر هموار تری را خواهد پیمود و از تعارض دولت و جامعه مدنی که مانع پیشرفت آن خواهد شد در امان خواهد ماند . ادعا نمی کنیم که هر جامعه ای که دولتی مداخله گر داشته باشد ، در نیل به توسعه موفق خواهد شد . جهان سوم پر است از نمونه های دولت بسیار مداخله جوی که جوامع خود را بن بست رهنمون کرده اند . وجود یک دولت نیرومند برای موفقیت در زمینه توسعه اقتصادی شرط لازم است ، اما کافی نیست . در یک جمع بندی کلی می توان گفت که جوامعی که دارای سرمایه اجتماعی غنی هستند بستر اجتماعی بسیار مناسبی را برای شکل گیری و استقرار جامعه مدنی توانمند ، پاسخگو و کارآمد فراهم می سازند و نهادهای مدنی دموکراتیک همچنین جوی رشد می کنند .
یکی از دلایل کار آمد تر بودن نظام های دموکراتیک نسبت به نظام های اقتدار گرا وجود انباشت سرمایه اجتماعی در چنین جوامعی است . انباشت سرمایه از اقتدار گرایی و خود کامگی ، فرصت طلبی ، کلبی مسلکی ، بی اعتمادی و ..... جلوگیری می نماید .
وجود سرمایه اجتماعی کلید استقرار جامعه مدنی و دموکراسی در هر جامعه ای می باشد و فقدان سرمایه اجتماعی مانع اساسی بر تاسیس و استقرار جامعه مدنی و دموکراسی است .


منابع اقتباس و تلخیص شده :
کتاب :
1- پیر نظر ، مریم / جامعه مدنی چیست ؟ / نشر فروزان ( تهران ) / چاپ اول1379  .
2- قادری  ، حاتم / اندیشه های سیاسی در قرن بیستم / انتشارات سمت ( تهران ) / چاپ سوم 1381.
3-  فوکویاما ، فرانسیس / پایان نظم [ پایان سرمایه اجتماعی و حفظ آن ] / غلامعباس توسلی /      انتشارات جامعه ایرانیان  ( تهران ) / چاپ اول 1379 .
4- کلمن ، جیمز / بنیادهای نظریه اجتماعی / منوچهر صبوری / نشر نی ( تهران ) / چاپ اول 1377.
5- گیدنز ،  آنتونی / جامعه شناسی / منوچهر صبوری / نشرنی ( تهران ) چاپ ششم 1379 .
6- گیدنز ، آنتونی / راه سوم ، بازسازی سوسیال دموکراسی / منوچهر صبوری/ نشر شیرازه (تهران ) چاپ اول 1379.
7- گیدنز ، آنتونی / راه سوم ومنتقدانش / مریم پاشنگ / انتشارات روزنامه همشهری ( تهران ) / چاپ اول  1379 .
  نشریات :
1- اباذری ، یوسف / فروپاشی اجتماعی / ماهنامه آفتاب / مهر 81 ، شماره 19 ، سال دوم .
2- اسدی کیا،بهناز ؛ تاجبخش،کیان/ تئوری سرمایه اجتماعی ، پیامدهای آن برای توسعه اقتصادی و اجتماعی / نشریه گفتمان شماره 2 . 
3- الو انی ، مهدی ؛ سید نقوی ، میر علی / سرمایه اجتماعی ، مفاهیم و نظریه ها / فصلنامه مدیریت / شماره 34_ 33 .
4- امیر احمدی ، هوشنگ  / نقش دولت و جامعه مدنی در فرآیند توسعه / ماهنامه اطلاعات سیاسی _ اقتصادی / شماره 100_ 99.
5- جلایی پور ، حمیدرضا / دغدغه های فروپاشی در ترازی نقد / روزنامه یاس نو / 28 تیر 82 شماره 111.
6- حجاریان ، سعید / اول دولت بعد دموکراسی / روزنامه شرق ؟ آذر 1382 / شماره ؟؟؟ .
7- ذکایی ، محمد سعید / سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی / روزنامه حیات نو / 7 مرداد 81 شماره 661 سال سوم .
8- رضایی ، محسن / سرمایه اجتماعی / ماهنامه بینش سبز / شماره 15 .
9- رنانی ، محسن / سرمایه اجتماعی شرط لازم برای توسعه / نشریه اندیشه صادق /           شماره 12_11.
10- شجاعی زند ، علیرضا / سرمایه اجتماعی / هفته نامه عصر ما / 15 دی 82.
11- فوکویاما ، فرانسیس / من مخالف جنگ عراق بودم [ پیشنهادهای
12- ( ؟ ) / سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی / هفته نامه عصر ما ، شماره 117.
13- فوکویاما برای برقراری دموکراسی در خاورمیانه ] / روزنامه شرق / 26 فروردین 1383 ، شماره 183. وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران

How can you heal an Achilles tendonitis fast?
جمعه 13 مرداد 1396 06:16 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I will be waiting for your further post thank you
once again.
http://spiffycanopy748.snack.ws/
جمعه 13 مرداد 1396 03:40 ب.ظ
Excellent beat ! I would like to apprentice whilst you amend your site, how can i subscribe for a weblog site?
The account helped me a acceptable deal. I have been a little bit familiar of this your broadcast offered bright transparent idea
https://patricanunziata.wordpress.com/2015/01
جمعه 6 مرداد 1396 07:22 ب.ظ
It's difficult to find educated people on this subject, however,
you sound like you know what you're talking about! Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

این وبلاگ مربوط به انجمن علمی برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه شیراز ومتعلق به دانشجویان این رشته می باشد. این انجمن در سال تحصیلی 89-88 با همت دانشجویان و برخی اساتید محترم راه اندازی شده است.
مدیر وبلاگ : مهدی محمدی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام یک از فعالیت های زیر را مهمترین فعالیت انجمن علمی برنامه ریزی اجتماعی میدانید؟






نویسندگان

وضعیت آب و هوا

ساعت فلش

سخن روز